سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
ای لاله ی خوشبو
ای لاله ی خوشبو

امام رئوف...

سه شنبه 27 مهر 89 ساعت 6:20 عصر


کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد


بدون واسطه دم از صمد نخواهد زد


گدای کوی رضا شو که آن امام رئوف


به سینه احدی دست رد نخواهد زد


 


نوشته شده توسط : دوستدار امام رضا

نظرات دیگران [ نظر]


قربون خدا برم عجب خدایی کرده!

دوشنبه 26 مهر 89 ساعت 7:37 عصر

 


خدا ما رو روز ازل امام رضایی کرده


قربون اون خدا برم عجب خدایی کرده


پنجره فولاد رضا برات کربلا می ده


هر کی میره کرببلا عطر امام رضا می ده


همه میرن کرببلا منم میرم امام رضا


امام مهربون میده دل شکسته رو جلا...


 


 


 


یا ضامن آهو... دست آرزومندان بر درت،‏دست خستگان بر دامنت...



 


حتی اگه نمی طلبی بیایم پیشت آقا جان....



 


فقط یک گوشه چشم تو برای همه ما کافیه!


نوشته شده توسط : دوستدار امام رضا

نظرات دیگران [ نظر]


سلام ای پسر حضرت زهرا...

پنج شنبه 9 مهر 88 ساعت 9:22 عصر


سلام ای پسر حضرت زهرا...


فدایت همه جانها


که توای کعبه ی دلها


و ما مُحرم این کعبه و مبهوت تماشا


همه مجنون تو هستیم و تو لیلا


همه بنده ، تو مولا


همه پست ، تو والا


همه قطره ، تو دریا


همه خار و تو اسطوره ی گل ها


غلامیم و تویی صاحب ما حضرت آقا


عجین است غم عشق تو با آب و گل ما


و با عشق تو تپیدست دل ما


که تو یوسف زهرایی و ما نیز ندانیم چرا رفت به بی راهه زلیخا


سلام ای پسر حضرت زهرا...


ولایی و ولی نعمت مایی


ز سر تا به قدم عشق و وفایی


سراپاهمه دردیم


تو درمان و دوایی


فقیریم؛


و عشق است فقیری،


که تو حج فقرایی...


که هم قبله و هم قبله نمایی


تو آیینه ی شفاف خدایی


تو سلطان سخایی


گنهکارترینیم ولی باز نشستیم به امید نگاهی


که شهره به رضایی


و ما خار و خس ِ جوی تو هستیم رضا جان چه بخواهی چه نخواهی


گداییم سر کوی تو ای حضرت سلطان


به امّید کرَم دست به دامان تو ای یار غریبان


و ای مونس و غمخوار ضعیفان


نه فقط ما


که گدای حرم توست


هزاران چو سلیمان


و عجب نیست اگر موسی عمران


میان حرم تو بشود خادم و دربان


و عجب نیست اگر زنده شود


به نگاهی ز تو و بر تن اموات دهد جان


و عجب نیست که با مدد از تو شود آتش چو گلستان


و عجب نیست که جبریل امین


خاک در کفشکنت را ببرد بهر تبرّک به جنان


عجبی نیست کاز عشق تو شود کفر مسلمان


عجب اینجاست که با این جبروتت شده ای ضامن آهوی بیابان


و عجب نیست همان آهوی وحشی


که تو ضامن شدی از لطف و کرامت


شود ضامن جمعی زخلایق به قیامت


سلام ای پسر حضرت زهرا


و ای شاه و امیرم


بود آرزویم بوسه ای از روی ضریح تو بگیرم


و همان لحظه بمیرم


که ارام شود این دل زارم


همه دار و ندارم


قرارم


نگارم


ببین از غم تو گشته خزان فصل بهارم


و من زائر کوی تو شدم تا که بیایی


به دم مرگ کنارم


و یا پا بگذاری به مزارم


اگرچه که من این مایه ندارم


ولی کاش بیایی و دو دستم به روی سینه گذارم


و سر از خاک بر آرم


و بگویم به تو ای صاحب دلها


سلام ای پسر حضرت زهرا...


نوشته شده توسط : دوستدار امام رضا

نظرات دیگران [ نظر]


حسین شهید


شهید حسین علم الهدی بیش لز یک سال دانشجوی دانشگاه مشهد بود.در طول این مدت حسین هر شب یک ساعت پیش از اذان صبح به زیارت مرقد مطهر امام رضا علیه السّلام می رفت و تا موقع اذان مشغول خواندن نماز شب؛ادعیه و مناجات می گشت...


نوشته شده توسط : دوستدار امام رضا

نظرات دیگران [ نظر]


شعر جامی در مدح امام

شنبه 18 آبان 87 ساعت 7:36 عصر

 


امام به حق شاه مطلق که آمد


حریم درش قبله گاه سلاطین


شه کاخ عرفان؛گل شاخ احسان


دُرِ دُرجِ امکان،مه برج تمکین


علی بن موسی الرضا کز خدایش


رضا شد لقب چون رضا بود آئین


ز فضل و شرف بینی او را جهانی


اگر نبوَدَت تیره چشمی جهان بین


پی عطر روبند حوران جنّت


غبار درش را به گیسوی مشکین


اگر خواهی آری به کف دامن او

نوشته شده توسط : دوستدار امام رضا

نظرات دیگران [ نظر]


قطعه ای از بهشت...

پنج شنبه 16 آبان 87 ساعت 6:18 عصر

شیخ صدوق در کتاب (مَن لا یَـحضـَرهُ الفَقیه )از امام محمّد تقی(عَلیه السَّلام)روایت کرده که فرمود: در میان دو کوه طوس قطعه ای از زمین است که از بهشت برداشته شده است؛هر که در آن داخل شود ایمن خواهد بوددر روز قیامت از آتش.

یا ضامن آهو مدد

نوشته شده توسط : دوستدار امام رضا

نظرات دیگران [ نظر]


زائر خسته...

دوشنبه 13 آبان 87 ساعت 8:47 عصر

این پیام رو که از زائر پاکیزه سرشتی بدستم رسید بی کم و کاست می نویسم؛تا بدانم و بدانی که زائر کیست...


دوست عزیز و محترم سلام قربان قدمهای مبارکتان که حضور بهم رساندیر


امشب دلم میخواهد یکی از دستگیری ها و کمک امام بزرگوار قصه کنم


من از افغانستان هستم ده سال پیش جبراً مجبور به ترک وطن شدم و غیر از ایران جایی رفته نمی توانستم


خلاصهء کلام هرچه در طول 30 سال خدمت در وطن و جانبازیهایم جمع کرده بودم من را تا به مشهد مقدس رساندو فقط 20000تومان نزدم مانده بود . من با تمام اهل فامیل ده نفره بوده و قصد  تهران را داشتم قاچاقبران به هر نفر 10000تومان مطالبه میکردند به دوستان کفتم هیچ کسی این قدر پول نداشت و من هم مجبور بودم که به تهران بروم زیرا دخترم در آنجا بود و آنها به دنمارک قبول شده بودند و آنها هم هیچ کمکی برایم کرده نمی توانستند. خلاصهء کلام دستم از آسمان و پایم از زمین کنده شده بود و راه هم آنقدر محکم گیری بود که هیچ امیدی باقی نبود بیادم امام آمد رفته به روضهء مبارک و دامن امام را گرفته به گریه و زاری گفتم یا امام رضا ای شاه غریبان و دستگیر درماندگان دست منو بگیر نگذار بی آب وبی عزت شوم من که به دل صافی و صداقت به وطنت پا مانده ام و هیچ پلیدی به دلم نیست حالا غیر از خدا و تو هیچ کی مرا کمک کرده نمیتواند یک عمر با عزت زندگی کرده ام در ملک تو بی عزت و آبرو نشم همان بود دلم روشن شد و رفتم ترمینال در آنجا یکنفر پیشم آمد و گفت آقا کجا سفر دارید من گفتم در تهران گفت من  کمکت میگنم و برایم از بسهای ویزٌه  بلیت گرفت و ما بدون اندکترین مزاحمتی به تهران رسیدیم و یک تکسی گرفته بخانهء دختر خود آمدیم و بعد از یک و نیم سال به سوئید فبول شده و حالا در آنجا زندگی آسوده وآ رام داریم


شکر که دین خدا و دستگیری امام را هم از یاد نبردیم


سر تان را هم بدرد آوردم عفو میخواهم وقتیکه بزیارت رفتید مراهم از یاد نبرید


خواهش


چون من به لهجهء فارسی ایرانی بلد نیستم مراببخشید


نوشته شده توسط : دوستدار امام رضا

نظرات دیگران [ نظر]


هزار هزار حج...

جمعه 10 آبان 87 ساعت 9:52 عصر

از ابن ابی نصر منقول است که گفت: خواندم نامه ای از امام رضا (عَلیه السَّلام)را که نوشته بود که برسانید به شیعیان من که زیارت من نزد خدا برابر است با هزار حج،پس من این حدیث را خدمت امام محمّد تقی(عَلیه السَّلام)عرض کردم،فرمود:بلی والله هزار هزار حج است از برای کسی که آن حضرت را زیارت کند و حقِ او را شناسد


نوشته شده توسط : دوستدار امام رضا

نظرات دیگران [ نظر]


نماز امام رضا...

چهارشنبه 8 آبان 87 ساعت 12:42 عصر


شش رکعت است،در هر رکعت«حمد»یک مرتبه و «هَل أتی عَلَی الإِنسانِ»ده مرتبه؛


دعاء آن حضرت:یا صاحِبی فی شِدَّتی، وَ یا وَلِیّی فی نِعمَتی ، وَ یا اِلهی وَ اِله اِبراهیمَ و اِسماعیلَ و اِسحاقَ و یَعقوبَ،یا رَبِّ ?کـ?ـهیـعـ?ـص? ، و یـ?س و القُرآن ِ الحَکیمِ، أسئَلُکَ یا أَحسَنَ مَن سُئِلَ وَ یا خَیرَ مَن دُعِیَ ، یا أَجوَدَ مَن أعطی ویا خَیرَ مُرتَجی? ،أَسئَلُکَ أَن تُصَـلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ.


نوشته شده توسط : دوستدار امام رضا

نظرات دیگران [ نظر]


ضامن آهـــورضـا...لالـه ی خـوشـبو رضـا...

یکشنبه 14 مهر 87 ساعت 3:29 عصر

آقا جون قربونتم آخه من مهمونتم


ضامن آهو رضا...لاله ی خوشبو رضا...


ممنونم امام رضا که رام دادی تو حرمت


حالا این دست من و این همه لطف و کرمت


اومدم اینجا آقا تا با تو درد دل کنم


دلمو با مهر تو هردوتا متصل کنم


اومدم امام رضا تا که تو مهمونم کنی


به سرم دست بکشی یکباره درمونم کنی


ضامن آهو رضا...لاله ی خوشبو رضا...


اومدم اینجا آقا نوکریمو امضا کنی


چی میشه که این درو به روی ما تو وا کنی


منو ردّم نکنی؛نگاه به بعدم نکنی


اومدم امام رضا خونه به دوش تو باشم


مادرم گفته باید حلقه به گوش تو باشم


کمکم کن که منم آقا غلام تو باشم


بار عشقتو همش بروی دوشم بکشم


درو وا کن اومدم؛به من نگاه کن اومدم


ضامن آهو رضا...لاله ی خوشبو رضا...


کاشکی من کبوتری تو صحن باصفات بودم


سایه بون حرم و گلدسته ی طلات بودم


آقا جون با یک نگاه قلب منو صفا بده


جون زهرا مادرت مریضا رو شفا بده


مریضا تاب ندارن؛از عشق تو خواب ندارن؛


ضامن آهو رضا...لاله ی خوشبو رضا...


من میخوام تا عمر دارم همیشه نوکرت باشم


ذاکر کوی تو و خادم مادرت باشم


گر که من خار تو ام، نوکر دربار تو ام


خوشحالم گر بدونی که نوکر دربارتم


دردمو شفا بده؛به قلب ما صفا بده


ضامن آهو رضا...لاله ی خوشبو رضا...


نوشته شده توسط : دوستدار امام رضا

نظرات دیگران [ نظر]